بر اساس گزارشهای منتشرشده، مریم با ضربات متعدد چاقو به نواحی تناسلی، سینهها و گردن به قتل رسیده است.
طبق گزارش ههنگاو، همسر مریم پیش از حمله فرزندانشان را از خانه بیرون برده بود؛ با این حال، این ادعا بهطور رسمی از سوی پلیس تأیید نشده است. روایت رسمی پلیس، ماجرا را درگیری منجر به قتل بر اثر اختلاف خانوادگی اعلام کرده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، برخی از بستگان مریم اعلام کردهاند که از قاتل شکایتی ندارند و حتی گفته شده است: «مرگ کمترین مجازات برای مریم بوده است.»
مریم فقط یک نام در خبرها نیست؛ او انسانی با حق زندگی، امنیت و آزادی بود. او مادر دو فرزند بود و دیگر هرگز به خانه و زندگیاش بازنخواهد گشت.
این جنایت باید جدی گرفته شود؛ نه با پنهان کردن خشونت پشت عنوان «اختلاف خانوادگی»، و نه با توجیه آن به نام سنت و ناموس.
قتل مریم یارمحمدی را نمیتوان جدا از ساختار پدرسالاری و مالکیتی دید که بدن و زندگی زنان را تحت اختیار خانواده میخواهد.
وقتی زن بهجای انسانی مستقل، مایملک خانواده تلقی میشود، حق انتخاب او به مسئلهای برای کنترل تبدیل میشود؛ و گاهی همین کنترل، با خشونت مرگبار همراه میشود. ناموس، سنت یا اختلاف خانوادگی هیچکدام توجیهی برای قتل نیستند.
از نگاه آنارکوفمینیستی، مسئله فقط مجازات یک فرد نیست؛ باید ساختارهایی را نیز به پرسش کشید که سلطه بر زنان را عادی میکنند، سکوت را به زنان تحمیل میکنند و گاهی حتی پس از قتل، بهجای دادخواهی از قاتل حمایت میکنند.
هیچ خانوادهای مالک زن نیست. هیچ برادری حق کنترل بدن و زندگی خواهرش را ندارد. هیچ همسری حق ندارد آزادی و امنیت شریک زندگیاش را از او بگیرد. و هیچ سنتی بالاتر از حق حیات انسان نیست.
دادخواهی برای مریم، دادخواهی برای تمام زنانی است که زیر سایه تهدید، کنترل و خشونت زندگی میکنند. برای آنهایی که صدایشان شنیده نشد و برای آنهایی که هنوز فرصت دارند از چرخه خشونت نجات پیدا کنند.
ما جهانی میخواهیم که در آن زنان برای زنده ماندن به اجازه کسی نیاز نداشته باشند؛ جهانی بدون سلطه، بدون مالکیت بر بدن زنان و بدون توجیه خشونت به نام ناموس.
نه به قتل ناموسی.
نه به پدرسالاری.
نه به مالکیت بر بدن زنان.
زن، زندگی، آزادی.
